جمال رضايى
335
بيرجندنامه ( فارسى )
فصل يك زناشويى زناشويى تنها يك خواست طبيعى كه ناشى از غريزهء جفتجويى باشد نيست بلكه يك وظيفهء مهمّ اجتماعى و حتّى يك تكليف دينى است كه پايه و بنياد جامعه بر آن نهاده شده و مايهء بقاى نسل انسان و سبب افزايش مهر و محبّت ميان افراد جامعه و پيوستگى و همبستگى مردم و خانواده و همدلى و هميارى آنان و سرانجام موجب پرورش انسانهايى شايسته و مفيد مىگردد . هنگامى كه پسران و كودكان دوران كودكى را پشت سر گذاشتند و به مرحلهء بلوغ سنّى و عقلى خويش رسيدند و توانايى و شايستگى تشكيل خانواده را پيدا كردند بايد به فكر انتخاب همسر باشند و فردى از هرجهت متناسب و متجانس خود پيدا كنند و از روى مهر و خرد - نه از روى هوسهاى زودگذر شهوى و شيطانى و يا حسابگرىهاى رندانه - با يكديگر پيمان زناشويى و همزيستى ببندند و زندگى مشتركى را آغاز كنند و در غم و شادى شريك باشند و بههم عشق بورزند و فرزندانى فرهيخته ، كاردان و كارآمد بپرورند و به جامعه تحويل دهند . مردم بيرجند مانند مردم ساير سرزمينها از ديرباز به اين امر مهمّ توجّه داشتهاند و در طىّ روزگاران و به مقتضاى زمان و با رعايت موازين مورد قبول جامعهء خود - با اجراى مراسمى خاصّ - اين وظيفهء مهمّ اجتماعى و تكليف دينى خويش را انجام مىدادهاند . در زمانى كه ما از آن سخن مىگوييم ازدواج و تشكيل خانواده در بيرجند - همانند بسيارى جاهاى ديگر - رسوم و آدابى خاصّ داشت و طىّ سه مرحله صورت مىگرفت : 1 - نامزدى . 2 - عقد . 3 - عروسى . 1 - 1 - نامزدى : وضع اجتماعى بيرجند در زمان سخن ما با سالهاى بعد تفاوت بسيار داشت . در آن زمان